۱۳۹۱ اردیبهشت ۱, جمعه

بغلم کنه ببره بذاره تو تختم پیشپیش لالام کنه تا خوابم ببره .. من مریضو لطفا ...

پ.ن. خودش زودتر خوابش میبره .. دلم تنگ شد برا عصرایی که مثه دو تا بچه سروصدامون از تو اتاق میومد بیرون بعد که قط میشد شنونده از بیرون اتاق میومد میدید پخ افتادیم خوابمون برده.

۳ نظر:

مامان دیبا و پرند گفت...

سلام دوستم
الان بهتری؟
به جای هرگونه هدیه یه ایش لیبه دیش بهش بگو قال قضیه رو بکن مادر جان.

د لی گفت...

سلام، ممنون:) خیلی بهترم.

مهدی ملک‌زاده گفت...

پخ افتادن مزه کرد